![]() |
![]() |
|
| میدانم که می آیی .. چه غم دارم ز تنهــــایی |
|
|
چه کسی بود که در حنجره ات شعری ریخت و به آتش بخشید.... چه کسی قفل قفس ها را ساخت تا قناری نتواند بپرد من اگراو باشم؟ تو اگر او باشی؟! چه کسی از من و تو مرگ کبوترها را می بیند می رود دست کمانداران را می بوسد چه کسی بود که تیری به کمانداران داد و به مهمانی ننگینی رفت تو اگر او باشی؟ من اگر او باشم؟! چه کسی باغچه ی کوچک مارا لو داد تا شب یائسگی نفس سبز علف را بکشد تو که در باران ها دست مرا می گیری من که در فصل کسالت به تو روی اوردم و به تو ایمان دارم تو که در وسعت شب حجم مرا می دانی ... تو اگر او باشی؟ من اگر او باشم؟!! تو اگر ... من اگــــــــــر... |
|
خردمند هرگز غم آنچه را از دستش رفته نمی خورد ، حتی اگر عزیز ترین کسش مرد و وی را به خاک سپرد ، شکسته غم و درد نمی گردد ، دیگر آنکه مرد خردور از نادیدنیها چنان دل می کند که باد از بید می گذرد . بزرگمهر
به فرزند عشق خود توانید داد، اما اندیشه تان را هرگز ، که وی را افکاری دیگر به سر است ، تفکراتی از آن خویشتن. جبران خلیل جبران |
![]() میلاد با سعادت بزرگ مردان تاریخ بشریت امام حسین علیه السلام حضرت عباس علیه السلام و امام زین العابدین علیه اسلام بر همه ی شیعیان و رهروان بر حق دین مبین اسلام مبارک ![]() |
|
بشر به خوشبختی خیلی زود عادت می کند و چون خیلی زود عادت می کند خیلی زود هم فراموش می کند که خوشبخت است ...
من اگر در بهشت باشم ولی به من بگویند تو حق نداری جهنم را به این بهشت ترجیح بدهی از آن بهشت بیرون می روم .. آن اندیشه هایی را دوست دارم که با خون نوشته شده باشند ![]() یک ابله تحصیل کرده از یک ابله بی سواد ابله تر است. مولیر عشق ، عشق می آفریند . عشق ، زندگی می بخشد . زندگی ، رنج به همراه دارد . رنج ، دلشوره می آفریند . دلشوره ، جرات می بخشد . جرات ، اعتماد می آورد . اعتماد ، امید می آفریند . امید ، زندگی می بخشد . زندگی ، عشق به همراه دارد . عشق ، عشق می آفریند ... مارکوس بیکل امید دارویی است که شفا نمی دهد ، اما درد را قابل تحمل می کند . مارسل آشار |
|
در روياهايم ديدم كه با خدا گفت و گو مي كنم. خدا پرسيد: پس تو مي خواهي با من گفت و گو كني؟ من در پاسخش گفتم اگر وقت داريد. خدا خنديد: وقت من بي نهايت است... در ذهنت چيست كه مي خواهي از من بپرسي؟ پرسيدم: چه چيز بشر، شما را سخت متعجب مي سازد؟ خدا پاسخ داد: كودكي شان. اينكه آنها از كودكي شان خسته مي شوند. و بعد دوباره پس از مدت ها، آرزو مي كنند كه كودك باشند. ... اينكه آنها سلامتي خود را از دست مي دهند تا پول بدست آورند. و بعد پولشان را از دست مي دهند تا دوباره سلامتي خود را بدست آورند. اينكه با اضطراب به آينده مي نگرند و حال را فراموش مي كنند. و بنابراين نه در حال زندگي مي كنند و نه در آينده اينكه آنها به گونهای زندگي ميکنند كه گويي هرگز نميميرند، و به گونهای ميميرند كه گويي هرگز زندگي نكرده اند. دست هاي خدا دستانم را گرفت، براي مدتي سكوت كرديم و من دوباره پرسيدم: (( به عنوان يك پدر )) مي خواهي كدام درس هاي زندگي را فرزندانت بياموزند؟ او گفت: بياموزند كه آنها نمي توانند كسي را وادار كنند كه عاشقشان باشد، همه كاري كه آنها مي توانند بكنند اين است كه اجازه دهند كه خودشان دوست داشته باشند. بياموزند كه درست نيست خودشان را با ديگران مقايسه كنند، بياموزند كه فقط چند ثانيه طول مي كشد تا زخم هاي عميقي در قلب آنان كه دوستشان دارند، ايجاد كنند. اما سال ها طول مي كشد تا آن زخم ها را التيام بخشند. بياموزند ثروتمند كسي نيست كه بيشترين ها را دارد، كسي است كه به كمترين ها نياز دارد. بياموزند كه آدم هايي هستند كه آنها را دوست دارند، فقط نمي دانند كه چگونه احساساتشان را نشان دهند. بياموزند كه دو نفر مي توانند با هم به يك نقطه نگاه كنند، و آن را متفاوت ببينند. بياموزند كه كافي نيست فقط آنها ديگران را ببخشند، بلكه آنها بايد خود را نيز ببخشند. من با خضوع گفتم: از شما بخاطر اين گفت و گو متشكرم. آيا چيز ديگري هست كه دوست داري فرزندانتان بدانند؟ خداوند لبخند زد و گفت: فقط اينكه بدانند من اينجا هستم هميشه |
![]() سلام چند سال قبل سر یکی از کلاسهام توی دانشگاه ، استادمون گفت که من معتقدم که بهشت و جهنم خدا ، یه جایی توی همین دنیا ست و من خیلی تعجب کردم ، می گفت مثلا توی قران داریم که در بهشت پیری وجود نداره و انگار زمان متوقفه، استادم میگفت یه همچین شرایطی در درون سیاهچاله ها حاکمه ، و مکانیک سیاهچاله های فضایی بسیار جالبه و قوانین فیزیک که در این دنیا حاکمه در اونجا نقض میشه ... من خودم از اون دسته آدم هام که معتقدم همه ی چیزاهایی که در مذهب وجود داره ، مثل جهان آخرت ، عمر طولانی امام زمان ، قضیه معراج پیامبر و روح و همه معجزات به وسیله ی علم، قابل اثبات هستند ، منتها باید زمان بگزره و بشر بتونه این علمو کسب کنه ...عارفی رو در مازندران میشناسم که قادره از آیات قران قوانین فیزیک و ریاضی رو استخراج کنه و حتی متنی رو ،خودم مطالعه کردم که به وسیله آیات قران ، سرعت نور در خلا را محاسبه شده و من به عنوان کسی که فیزیک خونده حرفای اون نویسنده رو تایید می کنم . بعضی از انسان ها خیلی راحت معجزات خداوند را به سخره می گیرند، و من باید بگم که اصلا درست نیست که وقتی ما قادر به درک علمی نیستیم اون رو انکار بکنیم ، چند وقت قبل توی یکی از وبلاگ ها ، شخصی به دلیل مشکلات شخصی که با نظام ایران داشت ، به خودش اجازه میداد که قران رو زیر سوال ببره مثلا ، در مورد تولد مسیح و داستان حضرت مریم حرفایی نوشته بود، وقتی من به این موضوع فکر می کنم می بینم وقتی الان در قرن 21 انسان به جایی رسیده که از طریق علم ژنتیک و شبیه سازی قادره ، که موجود زنده ای را از مادر خلق کنه بدون اینکه احتیاج به پدر باشه ، آیا واقعا تولد مسیح بدون داشتن پدر قابل انکاره؟! همه ی شما فیلم هایی دیدین که در مورد سفر به زمان آینده ، و یا شکافتگی زمان ومرگ و دنیای بعد از اون ....باشه ، معمولا این فیلم های تخیلی، خیلی جالب هستند ، امروز میخوام با استفاده از قوانین فیزیک کمی در مورد مسائلی که ریشه در مذهب دارند حرف بزنم ، البته این بحث خیلی جامع نیست ولی جالب خواهد بود. دنیایی که ما الان در اون زندگی می کنیم دنیایی با سرعت پایین هست، بشر در حال تلاشه که ابزارهایی بسازه که دارای سرعت و دقت بیشتری باشن، اما با محدودیت های زیادی مواجه است.قوانینی که در دنیای ما حاکمه همون قوانین نیوتنی و مکانیک و دینامیکی هست که شما در کتاب های دبیرستان با اون آشنایی دارید. اما در سرعت های بالا چه اتفاقاتی در حال رخ دادنه؟ قوانین فیزیک در حد سرعت های نسبیتی و فوق نسبیتی شگفت انگیزه و کاملا متفاوت با قوانین فیزیک نیوتنی هست. بر اساس گفته های انیشتین ، فضا و زمان به دو صورت مطرح میشه ،فضا و زمان تخت و خمیده ، برای درک این مطلب شما یک پارچه ای را در نظر بگیرید که که از 4 طرف محکم کشیده بشه ، و یک سطح تخت به وجود میاد که کرات و سیاره ها روی اون سوار هستند ، که این تصویری از فضا و زمان تخت هست و در مورد فضا و زمان خمیده این تصور را داشته باشید این پارچه در اثر قرار گرفتن کرات خمیدگی پیدا می کنه ، و همین خمیدگی این احتمال را میده که بشه در زمان تونل زنی کرد و از یک زمان به زمان دیگه رفت . آیا شما میدونید که در حد سرعت های نسبتی ، ما با دو پدیده بسیار جالب و حیرت انگیز انقباض فضا و اتساع زمان رو برو هیتیم ؟ یعنی اگر جسمی بتونه در حد سرعت های بالا حرکت بکنه طولش کم میشه و زمان برای اون به کندی میگزره، ... شما از معراج حضرت محمد(ص) چی میدونید؟ حتما میدونید که پیامبر در یک شب از مسجد النبی به مسجد الاقصی عروج کرد برای پیامبر این مدت عروج، مدت زمانی طول کشید در حالی که وقتی از معراج برگشت لیوان آبی که پای حضرت قبل از معراج به اون خورده بود هنوز در حال خالی شدن بود.(یعنی در حد چند دقیقه و کمتر به زمان زمینی گذشته بود)نسبیت انیشتین و قوانین فیزیک در سرعت های بالا به خوبی این معجزه رو از نظر علمی توضیح میده ، برای شخصی که در حال عروج بوده با سرعت بالا ، زمان به کندی سپری شده و با به عبارتی ما با اتساع و کش آمدن زمان رو برو هستیم .در حالیکه همون بازه زمانی در زمین در حد چند دقیقه بوده.... روایات و گفته های زیادی در مورد طولانی بودن روزها در جهان آخرت وجود داره که شما هم قطعا اونو شنیدین ، و یا مساله جوانی و عدم پیری در اون دنیا ، و یا عمر طولانی امام زمان ..این ها همه مقولاتی هستند که با این اصل ساده ی فیزیک در سرعت های بالا قابل توجیه هستند. وقتی امروز در این مورد با دوستم صحبت می کردم که چطور از طریق فیزیک قابل اثباته که اگر بشر بتونه با سرعت نسبیتی حرکت کنه هیچ وقت پیر نمیشه و زمان براش به کندی می گزره ، گفت پس سلول های بدن آدم چی ؟ اون ها پیر نمی شن؟ در جواب باید بگم که رفتار ماده در سرعت های بالا مانند رفتار ماده در سرعت های پایین نیست. مطالعه بدن انسان در سرعت های بالا و واکنش فیزیکی بدن در حد سرعت های بالا ، مستلزم پیشرفت بیشتری از علم و تکنولوژی هست و قابل انکار نیست که بشر روزی به اون نقطه برسه. همه شما یک اصل ساده فیزیکی که هم ارزی جرم و انرژی نامیده میشه رو میدونید، و حتما کلمه " روح" به گوشتون خورده ، میدونیم که روح در انسان وجود داره و بدون جرم (و یا با جرم بسیار اندک) هست ، باز هم بر اساس اصول فیزیکی ، این جرم اندک باید حاوی مقادیر زیادی انرژی باشه (مثل اتم که دارای جرم کم و انرژی فوق العاده زیاد هست) . اگه روح را مانند نور تصور کنیم ، که دارای انرژی زیاد بدون جرم و سرعت فوق نسبیتی(و شاید هم سرعت نور) باشه پس از قوانین نسبیتی تبعیت می کنه ، هیچ وقت پیر نمیشه ، احتمالا می تونه در تونل زمان سفر کنه (مقوله بازگشت روح به این دنیا) .این مساله که روح چگونه از بدن جدا میشه و چه اتفاقاتی براش بعد از جداشدن از بدن میفته بیشتر توسط علم متافیزیک بحث شده است. میخوام کمی در مورد جهان آخرت حرف بزنم که بعضی ها اصلا قبولش هم ندارن ، و هر کاری که دلشون میخواد انجام میدن !!!در فیزیک ، هر نیرویی به وسیله یک حامل جابه جا میشه ، مثلا در نیروی الکترومغناطیسی حامل نیرو " فوتون" نام داره و در برهم کنش های قوی "گلوئون " حامل نیرو هست ، اما در گرانش حامل نیروی گرانشی " گرویتون" ها هستند. گرویتون ها به صورت یک غشای باز یا بسته در نظر گرفته میشن .ما به طور کل گرانش رو یک نیروی ضعیف حس می کنیم ، چون به عنوان مثال یک جرم رو به راحتی می تونیم از روی زمین بلند کنیم چون نیروی گرانشی اون قدرها قوی نیست ، و یا اینکه دو جرم با فاصله ی زیاد، نیروی گرانشی کمی رو بر هم وارد می کنند ، اما واقعیت این نیست ، نیروی گرانش یک نیروی فوق العاده مهم و قوی هست ، کافی بود که ما علاوه بر درک جهان سه بعدی ، بعد دیگری رو درک می کردیم تا قادر به درک قدرت گرانش باشیم .. نمی دونم که شما از فرضیه وجود "جهان های موازی" چی شنیدید؟ بنا بر این فرضیه ، جهان هایی موازیه جهان ما هستند ، که گرویتون ها بین این جهان ها در حرکت هستند ، یعنی اگر شما قادر بودید که روی یک گرویتون سوار بشید می تونستید از روی زمین وارد جهان های دیگری بشید که موازی جهان ما هستند ، میدونید چه سوالهایی به ذهنم خطور کرده؟ آیا بهشت و جهنم و برزخ و قیامت و ...جزء همین جهان های موازی هستند؟ آیا روح بعد از جدا شدن تحت یک پروسه ی خاص قادر به مسافرت به این جهان های موازی میشه ؟ ...الله و اعلم با وجو همه ی این حرفها ، گاهی بهتره به جای عقل به قلبمون رجوع کنیم ، و بپذیریم که برهان قلبی هم میتونه به اندازه برهان عقلی قانع کننده باشه ، یادمون باشم که کلماتی مثل " علم" تمدن" نباید موجب مذهب گریزی بشه . اگر منصف باشیم" علم " صرفا باید مارو متوجه یک نظم برتر بکنه که تصادفی نیست .من وقتی بیشتر قوانین فیزیک رو با هم مقایسه می کنم بیشتر متوجه حضور و قدرت خدا میشم . .... ... .. . بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم . |
|
تا کی جفا کشم زتو، ای بی وفا برو بگذاشتم به مدعیان مدعا، برو دشمن نکرد آن چه تو کردی به دوستی بیگانه ام دگر برو ای آشنا برو امید صلح نیست دگر نیست نیست نیست منشین برو ، برو برو ، ای بی وفا برو |
|
آن كس كه مرا روح و روان بود، پدر بود
آن كس كه مرا مونس جان بود، پدر بود افسوس كه رفت از سر ما آن سايه رحمت آن كس كه برايم نگران بود، پدر بود ماسفانه امروز با خبر شدم هادی عزیزم در غم از دست دادن پدر بزرگوارش به سوگ نشسته که ضمن عرض تسلیت به این عزیز،از خداوند متعال برای آن مرحوم آمرزش و برای بازماندگان صبر وشکیبایی مسئلت دارم.روحش شاد و برای شادی روحش صلوات ![]() |
![]() ![]() ای خداوندی که گره کارهای فرو بسته به تو گشوده می شود و سختی ها به تو آسان می گردد ای خداوندی که از تو خواهند رهایی از تنگناها را و یافتن آسودگی را به قدرت تو دشواری خوار مایه گردد و به لطف تو اسباب کارها ساخته آید هیچ اندوهی از دل ما رخت بر نبندد مگر ان که تو از میانش بر داری ای پروردگار من بر من محنتی رسیده ، که بار گرانش مرا از پای در آورده است و به رنجی در افتاده ام که بر خود هموار نتوانم کرد ای پروردگار من به فضل خویش ، درِ آسایش بر من بگشای و به قدرت خویش سطوت اندوه را بر من بشکن و در آنچه زبان شکایت گشوده ام به رحمت نظر کن و مرا حلاوت استجابت در هرچه خواسته ام بچشان آمین یا رب العالمین... فراز های از نیایش هفتم در صحیفه سجادیه |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
در دل چگونه یاد تو می میرد
یاد تو یاد عشق نخستین است یادتو آن خزان دل انگیز است کاو را هزار جلوه رنگین است |
| پیوندها |
|
فرياد بي صدا باز باران |
|
RSS
|